شانه دار دریای خزر
مقدمه ای بر شناخت شانه داران (ctenophora):
در ميان جانوران در زير شاخه ی پر سلولی ها (Metazoa) ، يكي از زيباترين حيوانات اقيانوسی قرار دارد.اين جانوران را اغلب لرزانک های شانه ای (comb jellies)و يا شانه داران می نامند. نام آنها از لغت يونانی Cteno به معنی شانه و phoros به معنی داشتن گرفته شده است. شانه داران تقريباً دارای 100 گونه اند، و دارای بدن های شفاف ژلاتینی هستند .اين آبزيان موجوداتی بسيار لطيف و شكننده هستند و اغلب در موقع نمونه برداری آسيب می بينند لذا اطلاعات نسبتاً كمی در مورد آنها وجود دارد . بعضی از گونه ها شنای موجی شكل دارند و برخی ديگر دارای حركت نسبتاً بطنی و خزنده هستند.

عليرغم شباهت های اندكی كه در گذشته سبب می شد با مرجانيان در يک طبقه قرار گيرند ، آنها دارای اجداد جداگانه ای هستند و به علت داشتن خصوصيات ساختمانی و بيولوژيكی متفاوت در شاخه ای مجزا قرار می گیرند.
ويژگی مهم شانه داران :
* حفره بدنی )سلوم) در آنها وجود ندارد .
* دستگاه عصبی پخش شده است و در آنها يک اندام حسی مقابل دهان وجود دارد .
* دستگاه گوارش دارای دهان ، حلق ، معده است و در برخی ، كانالهای منشعبی وجود دارد.
* این جانور هرمافرودیت (دو جنسی) است.
* دارای هشت رديف صفحه ی شانه ای هستند.
* برخی دارای دو عدد شاخک ( Tentacles ) می باشند.
* این موجودات دارای 1 تا 10 سانتی متر طول و 3 تا 10 گرم وزن دارند.

دريای خزر:
اين درياچه ی بزرگ منطقه ای به وسعت 370998کيلومتر مربع را اشغال کرده است. هم چنين ماهيان نادری که در ليست قرمز گونه های مؤسسه حفاظت جهانی (Iucn) موجودند، در اين درياچه زندگی می کنند.
در حدود 150 جنس وگونه ماهی در دريای خزر زندگی می کنند، که از نظر تجاری به دو دسته تقسيم می شوند : ماهيان غضروفی و ماهيان استخوانی.
ماهيان استخوانی شامل کيلکا وساير رده ها مثل: کپور وگوپی و... می باشد.
شانه دار خزر:
این موجود با نام علمی منمیوپسیس لیدی (Mnemeiopsis leidyi) از آبزیان بومی اقیانوس اطلس در سواحل قاره ی آمریکاست که تاکنون به هر نقطه ای که پایش رسیده ، صدمه های سنگینی به اکوسیستم و جانداران آن منطقه وارد کرده است. دریای سیاه ، دریای مدیترانه ، دریای آزوف از نقاطی هستند که پیش از دریای خزر شاهد غارتگری های این آبزی بودند ، جانداری که اشتهای سیری ناپذیری در تغذیه از فیتو پلانگتون ها خوراک اصلی ماهی کیلکا دارد. این جاندار همچنین تخم و لارو کیلکا را هم می خورد. كيلكا ماهی ريزی است كه بدنی پهن داشته و دو زيرگونه دارد: يكی از آنها در دريای سياه و ديگری در دريای خزر زندگی می كند. این ماهی ها غذای اصلی ماهیان خاویاری و فک خزر می باشند.
![]()
اطلاعات دقیقی از زمان ورود اولین شانه دارها به دریای خزر در دست نیست، ولی نخستین بار در اواخر سال 1378 موسسه ی تحقیقات شیلات ایران و دانشگاه تربیت مدرس در یک پروژه ی تحقیقاتی مشترک این آبزی را مشاهده کردند.
احتمالا شانه دارها از طریق مخزن آب توازن کشتی هایی که از کانال ولگا- دن وارد دریای خزر می شوند به این دریا راه یافته اند.کشتی های باربری برای این که بر روی دریا تعادل داشته باشند آب فراوانی را درون مخزن توازن کشتی ها وارد می کنند و زمانی که بار کشتی ها خالی می شود این آب ها با تمام محتویاتش را به دریا می ریزند.

شانه دار یک جانور غوطه ور در دریاست که حالت ژله ای دارد و به وسیله ی موهای زبر شانه ای شکل خود در آب حرکت می کند و از این رو به شانه داران معروف است.این آبزی تولید مثل زیادی دارد و با توجه به این که هرمافرودیت (دو جنسی) است و قابلیت نر و مادگی را توأم دارد ، پس از تولد در دو هفته بالغ شده و هر یک از آن ها می تواند تا 6 هزار تخم هم بریزد. نکته ی جالب در مورد این آبزی این است که لارو شانه دار نیز قادر به تخم ریزی است!!

شانه دارها در مدت کمی زیاد شدند و از سال 1379 تاثیر خودشان را نشان دادند به طوری که میزان صید ماهی کیلکا از 95 هزار تن در سال 1378 به 78 هزار تن در سال 1379 رسید و این روند ادامه پیدا کرد تا این که در سال 1382 به 15 هزار تن رسید ، میزان صید کیلکا از سال 83 دوباره افزایش یافت یعنی صید کیلکا در 1383 به 19 هزار تن رسید و سال 1384 به 21 هزار تن بالغ شد و در سال 1385 به 15 هزار تن و در سال 1386 به 12 هزار تن و در سال 1387 به پایین ترین حد خود یعنی 9 هزار تن رسید!!
در این میان افزایش کیلکا جای پرسش داشت که برای توضیح این موضوع باید به انواع کیلکا اشاره کرد 3 نوع کیلکا داریم:
1_ کیلکای آنچوی (Anchovy)
2_ کیلکای معمولی
3_ کیلکای چشم درشت
ابتدا کیلکای آنچوی که از نوع کیلکای مرغوب است صید می شد اما تازگی ها به طور عمده کیلکای معمولی که کیلکای چندان مرغوبی هم نیست صید می شود در واقع کیلکای معمولی اغلب از نوع پلانگتون هایی به نام آکاریتا (Acarita ) تغذیه می کند که شانه دار مهاجم چندان به آن توجه ندارد.از سوی دیگر کیلکای معمولی در مناطق کم عمق دریای خزر زندگی می کند که در این مناطق شانه دار کمتری وجود دارد از همین رو شمار کیلکای معمولی افزایش پیدا کرد.کاهش میزان کیلکای آنچوی در حدی نیست که نسل آن در دریای خزر تهدید شود ولی میزان کیلکای آنچوی به قدری کم شده که صید آن برای صیادان اقتصادی نیست.
از نظر علمی تهاجم (Inavasion) به پدیده ای گفته می شود که در آن جانوری وارد محیطی جدید شود وبه اکوسیستم آن محیط صدمه وارد کند.

وقتی که موجودی به یک اکوسیستم هجوم ببرد چنانچه آن محیط دارای اکوسیستم پیچیده ای باشد و جانداران زیادی را در خود جای داده باشد میزان صدمه دیدن آن اکوسیستم کمتر است. در دریای مدیترانه 555 گونه ماهی موجود است درحالیکه دریای سیاه و دریای خزر 150 گونه ماهی دارد. بالطبع دراکوسیستمی مانند دریای مدیترانه که 555 گونه ماهی دارد دست کم چند گونه ماهی برای مقابله با شانه دار یافت می شود، در نتیجه هجوم شانه دار در دریای مدیرانه تاثیر کمی به جای گذاشت ، اما ورود شانه دار به دریای خزر زیان بار بوده است.
این شانه دار مهاجم در قسمت های شورتر و گرمتر دریا بهتر رشد می کند و از آن جا که آب های ایران دارای چنین ویژگی است، زیان ما از این حیث بیشتر است ، از این رو ما باید برای مقابله با آن جدیت بیشتری داشته باشیم. بعد از ایران کشورهای : آذربایجان ، ترکمنستان و قزاقستان به ترتیب از هجوم شانه دارها بیشتر دچار خسارت شده اند.
![]()
مبارزه با شانه داران :
ايران در سال 1380 برای مبارزه با اين جانور کميته ملی نظارت بر مبارزه با شانه دار دريای خزر را تشکيل داد و گزارشی از پژوهش های انجام شده را به اجلاس برنامه محيط زيست دريای خزر ارائه کرد که با حضور کشورهای حاشيه دريای خزر در باکو پايتخت آذربايجان تشکيل شده بود.دراين گزارش پژوهشگران ايرانی به اين نتيجه رسيده بودند که بروئه اواتا (Beroe Ovata) تنها شانه داری است که می تواند با شانه دار مهاجم (M.leidyi) مبارزه کند زيرا قبلا در دريای سياه و آزوف امتحان خود را پس داده بود .
بروئه اواتا (Beroe ovata) به دلیل داشتن 2 خصوصیت منحصربه فرد ازعلل انتخاب راه حل کنترل بیولوژیک بوده است. اول اینکه این گونه شکارچی تخصص بالایی در نحوه تغذیه خود دارد که از این رو در مراحل لاروی نیز فقط منحصرأ از منیوپسیس تغذیه میكند و دوم اینکه سرعت تولید مثل و باروری آن تقریبا مانند منیوپسیس است، بنابراین جمعیت آن همانند شكارش رشد میکند.

بعد از ارائه ی نتايج پژوهش ها درباره ی نحوه ی مبارزه با اين جانور مهاجم و توافق کشورهای ساحلی در زمينه پيوند زدن شانه دار B.Ovata، ايران ماموريت يافت تا اثرات احتمالی اين کار را مورد بررسی قرار دهد. با اين هدف يک تيم پژوهشی بين المللی مرکب از شش نفر از دانشمندان و کارشناسان ترکيه، روسيه، اکراين و بیست نفر از کارشناسان ايرانی به مطالعات مشترک پرداختند. درهمين زمينه آزمايشگاهی نيز در ترکيه که در مبارزه با شانه دار مهاجم تجربياتی داشت تجهيز و مقداری از آب خزر به آنجا منتقل شد تا دانشمندان در مورد تکثير B.Ovata تحقيق کنند.اين تيم پژوهشی سرانجام به اين نتيجه رسيد که برای نجات آبزيان خزر بايد از B.Ovata کمک گرفت و با انتقال آن به دريای خزر مشکل را حل کرد.در مطالعات انجام شده مشاهده شد که Beroe Ovata) ) طعمه ی خود (منمیوپسیس لیدی) را می بلعد و کاملأ آن را در داخل بدن کیسه ای خود قرار می دهد و سپس با فشار و تولید آنزیم نسبت به تجزیه و مصرف آن اقدام می کند.

اما یک مشکلی وجود داشت و آن هم این بود که: به دلیل پایین بودن شوری آب دریای خزر، بروئه اواتا قادر به زنده ماندن در این دریاچه نیست. این شکارچی در آب با شوری 18 میلیگرم در هزار دریای سیاه به صورت کاملا طبیعی تطابق داده شده ولی تاکنون نتوانسته به آبهای دریای خزر با شوری 12 میلیگرم در هزار وارد شود .
در مؤسسه تحقيقات شيلات ايران چند نمونه از اواتا را از تركيه به ايران آوردند و در آزمايشگاه پژوهشكده ی اكولوژی دريای خزر درساری با شوری كم در حوضچه های پلكانی سازگار كردند.
سپس اواتا مورد بررسی قرار گرفت که آیا می تواند انگل نیز با خود به همراه بیاورد یا نه؟ مشخص شد که اواتا انگل دارد و مختص به خود شانه دار هاست ولی این انگل ها در حین سازگاری با دریای خزر از بین می روند. سوال بعدی در این باره بود که آیا اواتا بعد از ، از بین بردن شانه دارها آیا به سراغ دیگر فیتو پلانگتون ها یا زئو پلانگتون ها خواهد رفت و خود مشکل ساز خواهد شد یا نه؟ که برای یافتن این پاسخ اواتا را در محیط غیر طبیعی گرسنگی دادند، به طوری که حتی تعدادی پلانگتون و فیتو پلانگتون در آن محیط وجود داشت ولی مشاهده شد اواتا از گرسنگی از بین می رود ولی آن ها را نمی خورد!!

اما تحقیقات در یک زمینه نا موفق بود و آن این که : تکثیر مصنوعی اواتا ، تخم کشی و تولید لارو آن متاسفانه در محیط غیر طبیعی رشد نکرد و این کار نیمه کاره ماند. در صورتی که تکثیر مصنوعی اواتا امکان پذیر شود دیگر نیازی به آوردن آن از ترکیه نیست و بسیاری از هزینه ها کاهش پیدا می کند.
نتیجه گیری :
کشف نفت توسط کشورهای تازه استقلال يافته دريای خزر در دهه اخير افزايش يافته است. پروژه هايی برای انتقال نفت وگاز از طريق لوله های زير آبی در کف دريای خزر و... در جريان است که می تواند باعث خسارات بيشتری در محيط زيست اين منطقه شود.
هم اکنون جامعه بين الملل نگرانی های خود را در مورد اينکه به زودی دريای خزر به صورت يک دريای خالی از موجود زنده در می آيد ، ابراز کرده است. صيد بی رويه باعث ايجاد نگرانيهای بيشتری در آينده دريای خزر می شود.

باعث نگرانی است که اشاره شود 30گونه ی دريای خزر نابود شده اند در حالی که بيشتر از اين مقدار در انتظار قرار گرفتن در ليست انقراض می باشند. واضح است که ايران و ديگر کشورهای حوزه دريای خزر بايد عمل سريعی برای علاج اين وضعيت انجام دهند و با نجات دریای خزر از شر شانه دار مهاجم از گونه هایی که در حال کم شدن و انقراض هستند جلوگیری کنند.
پیشنهادات :
1) حداقل به مدت 3 یا 4 سال برای احیای ذخایر ماهی کیلکا ، این ماهی صید نشود.
2) جهت معرفی گونه یB.Ovata که باعث کنترل بیولوژیک M.Leidyi میشود سریعأ توافق نامه ای صورت بگیرد و از مباحث آکادمیک دور شوند و تصمیمات به مرحله ی اجرا گذاشته شود.
۳) به منظور جلوگیری از احتمال انتقال گونه های جدید ، کنترل آب توازن کشتی ها با رعایت ضوابط و مقررات خاصی و تدوین مقررات جدید تر که دارای کارایی بیشتری باشد ضروری است. در این مورد می بایست دستگاه های اجرایی مرتبط و سازمان شیلات ایران به همراه سایر کشورهای حوزه ی دریای خزر جدیت بیشتری داشته باشند و با متخلفان برخورد شود تا گونه های غیر بومی وارد دریای خزر نشوند و مشکلاتی را ایجاد نکنند.
نوشته : پویا حبیبی پور