روی میز نقد - کتاب قانون
اين فيلم داستان زندگي رحمان توانا رزمندهاي را روايت ميکند که از يک پست عالي رتبه دولتي بر خوردار است. رحمان تک پسر خانواده مذهبي – سنتي و تاکنون ازدواج نکردهاست.
او با يک تيم عازم سفر به لبنان ميشود که در خلال سفر و انجام مذاکرات فرهنگي با دختري به نام ژوليت آشنا ميشود که در سفرهاي بعدي به بهانه مذاکره با کشور لبنان عازم سفر ميشود و در جستجوي ژوليت متوجه ميشود او مسلمان شده و نام خود را به "آمنه" تغيير دادهاست. رحمان تصميم مي گيرد که با او ازدواج کند از اين رو بدون مشورت با خانوادهاش در همان کشور(لبنان) او را به عقد خود در ميآورد و به تهران ميبرد.
خانواده رحمان که تمام وقت خود را به گپ و گفتهاي خاله زنکي ميگذرانند در همان بدو ورود آمنه (ژوليت تازه مسلمان شده) سر ناسازگاري با او را گمي گذارند و با هر بهانهاي که ميشود اعتراض خودشان را اعلام ميکنند و او را مورد اذيت و آزار قرار مي دهند.
اما آمنه در مقابل، با بهرهگيري از کتاب اخلاق شُبَر که هيات ايراني در سفرشان به لبنان، به او هديه دادهبودند در صدد اصلاح خانواده و اطرافيانش برآمده و در نهايت وقتي تلاش خانواده را براي ازدواج مجدد رحمان ميبيند به لبنان برگشته و زندگي خود را وقف آموزش کودکان بازمانده از جنگ ميکند. رحمان نيز بعد از سه هفته(؟!) براي يافتن او به لبنان رفته و او را باز مييابد...